مسائل جنسي يکي از ارکان مهم زندگي انسان است. اما در زمينه آموزش مسائل جنسي هنوز شاهد نقصان ها
يي در جامعه هستيم، که مي بايست به آنها پرداخته شود. حال اين سوال مطرح مي شود که آيا در فضاي مملو از خفقان جوامع سنتي / مذهبي، که در آن سکسوآل بودن انسان انکار و سرکوب مي شود، ايفاي چنين مسووليتي ممکن است؟
خوب بهتر است به جاي اينکه پشت موانع محتمله، نااميدانه خود را ببازيم، سعي کنيم با استفاده از حداقل امکانات موجود و کمي خلاقيت ولو در نهايت محدوديت ها، کمال بازدهي را داشته باشيم. گاهي براي حل مشکلات و مصائب، معدود راههاي ممکن ناچيز بشمار مي آيند، اما در دراز مدت کيفيت مطلوب را فراهم مي آورند. بعنوان مثال خانواده که نخستين نهاد اجتماعي که شخصيت فرد در آن شکل مي گيرد، مي تواند ساده ترين و موثرترين نهاد آموزش سکسوآليته به افراد باشد. تا بحال چند درصد از شما در کودکي پدر و مادر خود را در حال بوسيدن و عشق بازي ديده ايد؟ يا چند نفر تا بحال با ايشان در مورد مسائل جنسي به مباحثه نشسته ايد؟ متاسفانه گفتگو در اين گونه موارد تابو است و در فرهنگ ما هنوز "جا نيفتاده" است.
البته چگونگي آموزش جنسي به کودکان خود از لحاظ روانشناختي نياز به آموزش و رعايت برخي نکات دارد. يکي از موارد بارز در اين زمينه، مساله خود ارضايي کودکان است. خودارضايي/ جلق زدن کودکان، امري طبيعي است. دخترها حتي از سنين دو سه سالگي از روي کنجکاوي با سکس ابزار خود بازي مي کنند، و پسران نيز علاوه بر "انگولک"، به شکم خوابيده و خود را به زمين/ تشک و يا غيره مي مالند. تابحال موارد معدودي در مورد به ارگاسم رسيدن کودکان ثبت شده است، به هر حال آنچه حائز اهميت است، آگاهي به رفتار جنسي کودکان و ترغيب آنها به انجام درست آن مي باشد؛ تا مبادا در اين زمينه احساس گناه، عذاب وجدان و حقارت نمايند. در صورت مشاهده چنين صحنه اي هرگز کودک را از انجام خودارضايي منع نکنيد، بلکه بگذاريد تا با کنجکاوي بدن خود را بشناسد و از انجام اين کار احساس خوبي داشته باشد؛ وگرنه در آينده در ابراز علايق، احساسات و خواستهاي جنسي اش دچار مشکل خواهد شد. فراموش نکنيد تنبيه در اين گونه موارد عقده مي سازد.
بدين ترتيب شما به او مي آموزيد که اجازه لمس و لذت بردن از بدنش تنها در اختيار "اوست"، و در صورت عدم تمايلش هيچ کس اجازه تعدي و تجاوز به آن را ندارد. مشکل اصلي والدين اين است که با فرزندان خود «دوست صميمي» نيستند، اين لازمه راحتي صحبت کردن پيرامون موارد جنسي است. و تنها زماني کودک اتفاقات را براي شما تعريف خواهد کرد که اين اطمينان و اعتماد و نزديکي را به شما داشته باشد. چه بسي کودکاني که حتي در محيط خانواده قرباني سو استفاده هاي جنسي افراد فاميل مي شوند وليکن جرات/ شرايط امن صحبت کردن راجع به آن را ندارند.
اين حق بچه هاست که در مورد سکس بدانند. پس چه بهتر که اين آگاهي توسط خانواده به آنها برسد، تا اينکه توسط دوستان و يا فيلم هاي سوپر؛ منابعي غير قابل اعتماد و ناشي که ممکن است بينش او را نسبت به امور جنسي منفي نمايند. با ابراز عشق در حضور کودکان به آنها بفهمانيد که بوسيدن و سکس امري عاطفي و مطلوب است. به هنگام سکس در اتاق را قفل نکنيد، اين کار باعث برانگيخته شدن احساس کنجکاوي او مي شود، سعي کنيد بعداً در اين مورد براي او به زبان خودش توضيح دهيد. از بوسيدن و ناز دادن آنها در مقابل ديگران خجالت نکشيد، بگذاريد مهر ورزيدن، برايشان امري طبيعي شود، نه تابو!
يکي ديگر از معضلات والدين برخورد صحيح و پاسخ "مناسب" به سوالات بي پايان کودکان در زمينه مسائل جنسي و توليد مثل است. کودکان تا سن هفت سالگي علاقه زيادي به پرسش در مورد چگونگي توليد مثل و اندام تناسلي دارند و بکرات در بازي هاي کودکانه شان نقش «دکتر» را بازي مي کنند. سعي کنيد در پاسخ به سوالات کودکان داستان بافي نکنيد و حقيقت امر را به نحوي نه اغراق آميز و نه بيش از حد خلاصه شرح دهيد. حال از چه واژه هايي استفاده بايد نمود؟ برخي از روانشناسان معتقدند بکارگيري واژه هاي صحيح علمي مانند : سکس ابزار، واژن، رحم، چُل، خايه، باسن، پستان، دخول، سکس، جنين، زاييدن و ... بهتر از بکارگيري واژه هاي عاميانه است. برخي نيز واژه هاي عاميانه را کم دردسرتر مي دانند. به نظر من مهم اين است که مثلا به آنها بفهمانيم «نوزاد از واژن زن بدنيا مي آيد» و از "بازار خريده" نمي شود! در هر صورت کودک بايد درسن هفت سالگي با اين واژه ها تا حدي آشنايي داشته باشد.
دوره دوم از هفت تا چهارده سالگي، دوره اي است که کودک بتدريج پا به دوران بلوغ گذاشته و کنجکاوي و ماجراجويي خاصي در مورد چگونگي انجام امور جنسي دارد. حال محتواي سوالات عبارتند از احساسات، تکنيک ها، عکس العمل ها، لذات و خطرات. اطلاعات در مورد پريود، آميزش و راههاي جلوگيري از بارداري مي بايست در برنامه آموزشي اين دوره قرار گيرد. البته با مرور زمان تجربيات شخصي خود آنها از اين عمل بهترين نوع خود آموزي خواهد بود، اما کاري که از عهده والدين برمي آيد همانا مجهز کردن آنها به اطلاعات کافي در مورد امور جنسي و پيشگيري از ابتلاشان به بيماريهاي جنسي است.
کودکان در اخذ و ضبط عکس العملها بسيار حساس و ماهرهند. کوچک ترين رفتار والدين، حتي يک نگاه نيز مي تواند القاگر پيامي باشد که اثر آن در ذهن کودک حتي براي مدتي طولاني باقي مي ماند. در اين زمينه روش «پاداش و جزا» مبتني بر «خوب يا بد بودن اعمال» مخصوصا کارگر است. ناز و نوازش بدن کودک به او مي فهماند که بدنش دوست داشتني است و تماس چيز مثبتي است و داشتن اندام جنسي «خوب» است. تنبيه پيام برعکس اين را القا مي کند و عقده مي سازد. بعنوان مثال اگر کودکي به هنگام خودارضايي تنبيه شود ياد مي گيرد:
مالش اندام جنسي بد است.
داشتن اندام جنسي شرم آور است.
لذت جنسي بردن روا نيست.
يک نمونه از مشکلات رفتاري خانواده ها برخورد با «لخت ظاهر شدن» کودک و يا والدين است، که معمولا از جانب پدر و مادر و يا اطرافيان ناپسند و شرم آور محسوب مي گردد. همين باعث مي شود فرد در بزرگسالي از لخت شدن در مقابل همجنسان و يا حتي در مقابل آينه خجالت بکشد. چه بسا زناني که هنوز آلت تناسلي خود را در آينه نديده اند!
بينش والدين نسبت به اهميت آموزش جنسي
نياز به آموزش فعال کودکان در دوره طفوليت امري ضروري است، زيرا اگر شروع آن به سنين بلوغ واگذار شود، ايفاي آن بمراتب مشکل تر خواهد بود. بسياري از والدين در مورد مسائل جنسي بي توجه هستند و يا در صورت اهميت، مردد از اينکه چه رفتاري صحيح و مناسب در اينگونه مواقع است. کودکان را به سرنوشت خود رها نکنيد زيرا طفره رفتن و دودلي شما آنها را نسبت به جنسيت، تمايلات و رفتارهاي جنسي شان بيشتر نامطمئن و شرمگين خواهد نمود آنهم بدليل ناسازگاري و کشمکشي که ميان «عملکرد طبيعي بدن» و در مقابل «رفتار و قضاوت والدين» در ذهنشان بوجود مي آيد. همانند احساس شرم و عذاب وجداني که بسياري پس از انجام خودارضايي دارند. شانه خالي کردن و يا بينش منفي والدين در دستاويز شدن با مسائل جنسي کودکان ريشه در نگراني و واهمه آنان از «غير عادي» شدن و کودکان دارد. بسياري معتقدند خودارضايي باعث مي شود فرد در آينده از لحاظ سکسي افراطي شود و يا دست به خشونت و تجاوز زند. اين در صورتي است که روانشناسان وجود رابطه مستقيمي بين سرکوب نيازهاي جنسي در دوران کودکي و خشونت را تاييد کرده اند. مثلا فرد به هنگام تجاوز براي رهايي يافتن از عقده هاي جنسي اش آنها را با اعمال خشونت بر سر ديگري خالي مي کند. يا اگر شخص سکس را چيز بدي بداند، اين تنفر باعث مي شود فقط هنگامي سکس داشته باشد که در مقابل دستمزدي براي آن دريافت کند (نمونه اي از روانشناسي بچه هاي خود فروش). مکانيزم رفتارهاي جنسي مانند عصبانيت است. فردي که عصبانيت خود را به راحتي نشان مي دهد، به هنگام خشم عصبانيت خود را تحت کنترل دارد و به ديگران آسيبي نمي رساند. اما فردي که هميشه تظاهر مي کند آرام باشد و خشم را در خود فرو مي ريزد، ممکن است با مصرف مشروبات الکلي تعادل خود را کاملا از دست داده و به ديگران تعدي نمايد. بنابراين بعيد است فردي که با بدن خود آشنا/ رفيق است و به نيازهاي جنسي خود پاسخ منطقي مي دهد، افسارگريخته دست به خشونت و تجاوز جنسي بزند.
پاسخ به سوالات کودکان
برخي بنابر تجربيات و خاطرات تلخ جنسي گذشته خودشان، از تکرار دوباره آن در مورد فرزندانشان در هراسند و سکسوآل بودن کودکانشان را کورکورانه انکار مي کنند. اينکه کودک در مورد مسائل جنسي سکوت اختيار مي کند دليل بر عدم کنجکاوي او در اين زمينه نيست. بلکه مطمئن باشيد قبلا کنجکاوي و يا تمايلات او را به گونه اي سرکوب کرده ايد و اين اعتماد که شما را بعنوان سنگ صبور خود دانسته و راز و رمزش را با شما به ميان بگذارد را از او جلب نموده ايد. کودکاني که بيشتر مورد توجه و نوازش قرار گرفته و خودارضايي مي کنند در روابط جنسي با شريک جنسي خود، کمتر دچار مشکل خواهند شد.مشکلات در زمينه چگونگي روياويي با سوالات جنسي بسيار است. در ابتدا گزينش واژه هاي مناسب براي محاوره اي ساده و دوستانه و سپس انتخاب زمان و مکان مناسب، مي تواند کار را راحت تر کند. بعنوان نمونه به هنگام استحمام که هر دو برهنه مي شويد، مي توان پاسخگوي سوالات او باشيد. نمونه سوالاتي که معمولا براي کودکان مطرح است:
چرا من آلت جنسي دارم؟ اسم آن چيست؟
چرا اندام تناسلي من چنين عملکردي از خود نشان مي دهد؟ اسم عملکرد چيست؟
در مقابل تحريک شدن چه رفتاري بايد نشان دهم؟ناديده گي و يا پذيرش؟
به هنگام تحريک جنسي چه اتفاقي مي افتد؟
من چگونه بدنيا آمده ام؟
پاسخها بايد ساده و از لحاظ علمي درست باشند. دروغ نبافيد! اگر فکر مي کنيد کودک از لحاظ سني معني واژه هاي علمي را نمي فهمد از اصطلاحات عاميانه تر استفاده کنيد. اگر کنجکاوي در اين مورد نمي بينيد خود به اندام جنسي کودک اشاره کرده و نام آن را به ايشان بياموزيد. اين مساله در مورد دختران که آلت جنسي شان مخفي تر است بيشتر صدق مي کند. در سنين بالاتر تغييرات بدن بهنگام ارگاسم در دختران نسبت به پسران که شاهد ضربان آلت تناسلي خود هستند، ناملموس تر است. حتي در امر آموزش چگونگي ارگاسم نيز پسران راحت ترند، زيرا معمولا در گروهاي چند نفري با هم «جلق زدن» را به يکديگر مي آموزند.تمايلات و رفتارهاي جنسي کودک از دوران طفوليت تا سن پنج سالگي خلاصه مي شوند در کنجکاوي، تحريک و پاسخ جنسي مداوم و خودانگيز او به محرکها مگر اينکه بنحوي از سوي ديگران سرکوب شوند. عمل استشهاد با رشد و ايجاد هماهنگي ميان ماهيچه هاي بدن بعد از دو سالگي ميسر مي گردد. رفتارهاي ديگر مانند بوسيدن و دست زدن به اندام هاي تناسلي يکديگر در قالب بازيهاي جنسي نزد کودکان چهار پنج ساله مشاهده مي شود.
بازيهاي جنسي
بازيهاي جنسي کودکان با يکديگر نه تنها زيان آور نيست، بلکه براي رشد هويت جنسي آنها لازمه اي است. شايد تا بحال کودکان را حين اين گونه بازيها از قبيل «دکتر بازي» و يا تقليد از نقش پدر و مادر ديده ايد، که چگونه با استفاده از اشياء مختلف به "معاينه" بدن يکديگر مي پردازند و يا با تقليد از عمل تناسل روي يکديگر مي خوابند و به عقب و جلو مي روند، بدين ترتيب يکديگر را تحريک کرده و از گرمايي که در اندام جنسي شان بوجود مي آيد احساس مطلوبي مي يابند. نکته اي که شايد بيشتر از خود اين بازيها ذهن والدين را نگران مي کند اين است که شريک بازي بچه ها معمولا هم جنسشان مي باشد. اما اين بازيها/ شبه رفتارها تنها از روي کنجکاوي آنهاست و هيچ ارتباطي به هويت جنسي آينده شان ندارد. بازي از آنجا مثبت است که به کودک مي آموزد:
در مورد تمايلات، احساسات و کنجکاويهاي جنسي شان تنها نيستند.
اين تمايلات و احساسات از جانب ديگري مورد تاييد قرار مي گيرند.
لخت شدن در مقابل هم جنسان خود خجالت آور نيست.
شش تا نه سالگي به عقيده زيگموند فريد زماني است که کودک از لحاظ جنسي غير فعال است و در صورت درگيري با مسائل جنسي شديدا تحت تاثير عواقب منفي آن قرار خواهد گرفت. البته صحت اين تئوري هنوز تاييد نشده. اين دوره اي است که سوالات و کنجکاويهاي کودکان در مورد ازدواج، سکس و حاملگي نمايان مي شود. فانتزي هاي جنسي، استشهاد گروهي، تقليد عمل جفت گيري و تمايل به جنس مخالف از جمله تغييرات جنسي اين دوره است.
در نهايت با نزديک شدن سن بلوغ، تاثير هورمونها و رشد سريع کودکان، رفتارها و تمايلات جنسي شان نيز شدت مي يابد. تعداد استشهادها بيشتر شده و بسياري از کودکان از مجلات و يا فيلم هاي پورنوگرافي براي تحريک خود استفاده مي کنند. گفتني است که پانوراماي رفتارهاي جنسي کودکان عمدتا به فرهنگ خانواده و جامعه اي که در آن پرورده مي شوند و همين طور ميزان مشاهده و کسب اطلاعات آنها از محيط پيرامونشان وابسته است.
خودارضايي کودکان
بنابر آمار روانشناسان حدود هشتاد درصد پسران و پنجاه درصد دختران پانزده ساله ، اگر نه بيشتر!!، استشها واستمنا /خود ارضايي مي کنند. اين عمل حتي از دوران جنيني در رحم مادر آغاز مي شود. بنابر مطالعاتي که در اين زمينه روي نوزادان تا سن 18 ماهگي صورت گرفته، کودکاني که از محبت و نوازش جسمي زيادي برخوردار مي شوند به کرات با اندام تناسلي خود بازي مي کنند و برعکس. امروزه تشويق کودکان به استشهاد امري ناپسند و يا اشتباه تلقي مي شود اين درصورتي است که سکسولوژيست ها در کلينيک هاي درماني خود از استشهاد به عنوان فني براي رفع مشکلات جنسي افراد اعم از انزال زودرس و ناتواني جنسي استفاده مي کنند. البته ريشه اين گونه خرافات، از قبيل اينکه خود ارضايي موجب کوري، صرع، نازايي و اختلالات رواني مي شود و همچنين کار آدمهاي تنها و افسرده است، به قرن هفدهم ميلادي برمي گردد. بيشتر زنان و يا مرداني که از عدم ارگاسم يافتن رنج مي برند، در گذشته نيز خودارضايي نکرده اند و يا توسط والدين از انجام آن منع شده اند. خودارضايي خودشناسي فعال بدني است. انعکاس آن حتي در روابط زناشويي نيز ديده مي شود. اگر زني به وجود عضوي با نام «کليتوريس» در اندام جنسي خود و عملکرد آن آگاه نباشد، چگونه مي تواند از شريک جنسي خود اين انتظار را داشته باشد که رمز به ارگاسم رسيدن او را بداند؟! آيا اين انتظار بي جا نيست؟ انجام خودارضايي در حضور شريک جنسي نشانه عدم کفايت جنسي او نيست، بلکه اين شانس را بدو مي هد تا با مشاهده دقيق نقاط حساس و روش صحيح تحريک جنسي شما را بياموزد. متاسفانه هنوز برخورداري از لذت جنسي، آنهم از بدن خود نزد بسياري آغشته به احساس گناه، شرم و عذاب وجدان است. بايد اين طلسم را شکست. نقطه آغاز از کودکان است. سعي کنيد مدتي از روز را بدون لباس و کاملا لخت باشند تا حس کنجکاوي آنها نسبت به اندام جنسي شان برانگيخته شود. اگر متوجه خودارضايي آنها شديد تنهايشان بگذاريد. کودکان نيز همانند بزرگسالان نياز دارند مدتي با خود و بدور از مزاحمت ديگران باشند. اگر به اشتباه بودن روش خودارضايي شان پي برديد سعي کنيد با احترام به احساسات و شخصيت و حرمتشان، دوستانه و بدون سرزنش روش صحيح استشهاد را بدانها بياموزيد. خودارضايي تراژدي نيست، عشق به خود است!



































