تبليغاتX
عشق و غربت

عشق و غربت

درد و دل
نويسندگان
آثار تاريخي يك عاشق
دوستان عاشق تنها
دوستان عاشق
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
i love

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
امشب..

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
اگر...

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
قبل از پر کشیدن

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
درد دل ..
         

 


نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
درد دل با خ..
         

 

هر شب عشقت اونجا به خواب میره

خواب هاشو توی اون اطاق می دیده

تنها که بوده توی اون اطاق با تو درد و دل می کرده

جلوی آیینه ی اون اطاق خودشو برای تو مرتب و آراسته می کرده

با تو توی اون اطاق تلفنی حرف می زده

تمام عروسک ها ، گل ها ، کاکائوها ، کتاب ها و هرچه و هرچه که تو بهش داده بودی توی اون اطاقه

اطاقی که شاید فقط جای یه قاب عکس 2 نفره ی 25*20 توی اون خالی باشه!!!!

تمام لباس های زیبایی که می پوشید و تو از دیدنشون لذت می بردی (و الان فقط از دیدن عکس هاش ) تو کمد همون اطاقه

حتی مواقعی که روی تختش زانو هاشو بغل می کرد و سرش و رو زانو میذاشت و واسه تو گریه می کرد

شب هایی که از شوق دیدارت خواب به چشماش نمی یومد

اطاقی که همیشه مرتب بوده و هست

هر چیزی سر جای خودش قرار داره

رو تختی ی همیشه کشیده شده

اطاق و حریمی که پای هیچ نامحرمی بهش باز نشده

اطاقی که محرم همه ی اسرار اونه

اطاقی که اول از همه گریه ها و خنده های اون و دیده

اطاقی که همه ی حرفاشو شنیده

اطاقی که با همه سادگی و مهربونیش هیچ وقت تنهاش نذاشته

شبایی که از دیدن یه کابوس سرد ، از خواب می پرید ، اولین چیزی که آرامش و بهش بر می گردوند همین اطاقی ی که ، شاید تو هم تو تزئین اش  نقش داشتی

اطاقی که وقتی دوست نداشت و نمی خواست با کسی حرف بزنه یا کسی و ببینه ساعت ها اونجا تنها میموند و با عروسک ها و کادو هاش سرگرم میشد.

اطاقی که وقتی دلش می گرفت روی تخت دراز می کشید و به یه آهنگ لایت که شاید تو براش گرفته بودی ، گوش می داد و اشک می ریخت و به خواب می رفت و خواب تو رو می دید

اطاقی که شاید براش خیلی نقشه ها کشید ، تصوری که از اطاق خواب خونه ی مشترکش می کرد شاید خیلی شبیه ، به  همین اطاقی باشه که تو الان داری تصورش می کنی ؛ یه اطاق تمیز و خوش بو ، پر از آرامش دریا ، پر از سکوت شبهای کوهستان ، پر از محبت و گرما ، پر از پاکی و صداقت ، پر از گریه و محنت ، پر از تنهایی و من

                                                

                                                                                                

ای کاش میشد وصیت کرد عاشق ها رو ،  توی اطاق معشوق اشون دفن کنند.

 

مگه میشه برنگردی من که باورم نمیشه  

وقتی که هنوز تو این عکس با منی مثل همیشه

کاشکی این دنیای دلگیر قد قاب عکس ما بود 

که فقط تنها واسه من توی دنیای تو جا بود

                                          


نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
در کنار تو

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
زندگی شاید همین باشد..
رویای عاشقانه
نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
لب ...
روشهای عاشقانه
نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
بچه ما چه شکلی میشه؟
http://i9.tinypic.com/3zbfdag.jpg
نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
با تمام وجود دوستت دارم

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
در اغوشم می فشارمت

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 20 Apr 2007 در ساعت: 12 PM
|+|
عاشقی

نويسنده: مجنون تر از مجنون مورخ: 11 Apr 2007 در ساعت: 11 PM
|+|

Copy Right By: Http://WWW.J28.coo.ir
Sponsored By: Masoud Rezaie